خبرهای جدید از طاها جان

با سلام به دوستان خوبم که این همه خوب و مهربونید به خدا شرمنده لطف و مهربونیهای همتون هستم و از همه تون متشکرم و از ته قلبم دوستتون دارم بالاخره رکورد را شکوندم و تونستم بیایم آپ کنم به خدا خیلی سرم شلوغه از یک طرف کار از یک طرف این طاها خان با این کارها و کردارهای جدیدش چی بگم براتون نمیدونید که چقده بچه ام شیرین شده الهی قربونش بروم تقریبا حرفهاش را با جمله بندی کامل میگه و خیلی میزان درکش بالا رفته دیگه به هیچ وجه نمیشه سرش را کلاه گذاشت دو تا دیگه دندون هم در آورده خیلی از کلمات جدید یاد گرفته و میگه مواظب حرف زدن من و باباییش هست مثلا چند شب پیش کنترل تلویزیون را گمش کرده بودیم و داشتیم دنبالش میگشتیم یک دفعه ای دیدیم طاها جان کنترل بدست اومده و میده به باباییش و میگه بابایی بیا اینها بیا .... واقعا بعد از خستگی روزانه خیلی این بامزگیهاش میچسبه درسته بچه به قول معروف خیلی درد سر داره اما به نظر من درد سرش هم شیرینه و امید وارم که هرکی این درد سر شیرین را نداره خدا قسمتش کنه و خونه اش را پر کنه از بچه ولی چی بگم از این علی که اینهمه به این گل پسرش وابسته هست اخه می دونید علی من پدر و مادر و داداشش را از دست داده و توی دنیا تقریبا به غیر از یک خواهر و برادر که اینم راه دور زندگی میکنن کس دیگه ای را نداره و همه زندگی اش این بچه اس من از دوران مجردی خیلی خیلی اسم دانیال را دوست داشتم و دلم میخواست هر وقت بچه دار بشوم اسم بچه ام را دانیال بگذارم ولی به خاطر علی و داداش به دلم افتاد که اسم بچه را محمد طاها بگذارم وعلی که تا اون روز به روی خودش هم نیاورده بود چنان از پیشنهاد من استقبال کرد که نگو و منم از این بابت خوشحالم که تونستم همسرم را شاد کنم و اسم دلخواه اونرا بگذارم روی فرزندم .. خب خیلی حرف زدم چند تا عکس جدید از طاها جان اوردم که دوستان خوبم ببین که چقده بچه ام بزرگ شده :

قند عسل با بابای مهربونش

آخرین ورژن عکس طاها جان عکس دیشب 29/2/88اخرین ورژن عکس طاها

طاها جان در اتاق توپ شهر بازی

/ 0 نظر / 24 بازدید