طاهای عزیزم دوستت دارم

اين وبلاگ را براي پسر عزيزم محمد طاها تهيه كردم پسر گلم در تاريخ 18/7/86 در ساعت 9 :10صبح در يك هواي پاييزي با وزن 3.630 كيلوگرم و با قد 50س م به اين دنيا پا گذاشت پسرم براي من و بابايي اش خيلي عزيزه و اين وبلاگ را به او و تمام دوستاش تقديم ميكنم

سال نو مبارک ( ببخشید با تاخیر)
نویسنده : محبوبه - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٤
 

با سلام به همگی دوستان  و رفقای اینترنتی گل گلاب سال نو همگیتون مبارک باشه الهی که امسال سالی پر بار و پر برکت و پر از خوبی و برکت براتون باشه .شرمنده که من بازم با تاخیر اومدم  هرچی بگید که من مامان تبلی هستم حق به جانبتون هست و قبول دارم ولی بگذارید اولش کمی توضیح بدهم اخبار ارائه بدهم بعدا دعوام کنید .

اول از همه اینکه ما چند روز اول عید را مهمون داشتیم و به بروجرد نرفتیم از شب سال تحویل هم که یک دندون درد شدید و وحشتناک اومد به سراغم و سال جدید را با یک عصب کشی جانانه شروع کردم دیده توجه کنید که چه شود این سال که با دندون درد و دندانپزشکی شروع شود بعدا روز سوم رفتیم به بروجرد و جای شما خالی اونجا هم مثل همیشه با صفا و قشنگ و با مردم مهربون و خونگرمشون همگی منرا شرمنده خودشون کردندو طاها جان هم که عاشق حیوانات و دیگه غرق در شادی و صفا اونجا که میرویم خیلی بهش خوش میگذره الهی بمیرم بچه ام توی این یزد که جایی نداره بره ولی اونجا همه اش مهمونی و خوشگذرونی و کنار حیوانات و دیگه یک جشن واقعی در تمام وجودش برپاست .

و اما خبر مهم تر اینکه من اسباب کشی کردم و خونه ام را عوض کردم و در حال حاضر هم در خونه جدید زندگی میکنم خونه جدیدم سازمانی هست و در منطقه بالای شهر واقع شده  ومستقل نیست در یک مجتمع اپارتمانی که خیلی هم کوچولو هست ولی مجانی بهمون دادند تا ببینیم در اینده چه می شود دعا کنید که بیرونمون نکنند چون اینطوری خیلی توی زندگی بهمون کمک میشه ولی این خونه یک عیب داره  و اینم اینه که خونه از خونه مامانم اینها خیلی دور هست حدود نیم ساعت بیشتر راهه  ولی  به کارم خیلی نزدیک و دیگه نمی تونیم هر روز طاها را ببریم و بیارمش به همین دلیل هم مجبور شدم طاها خان را بگذارم مهد کودک  خودم واقعا از ته دل راضی و  خوشحالم چون اخه میدونید طاها دیگه دو سال و نیمش هست وقت اموزش دیدن و بالا بردن روابط اجتماعیشه این چند روز ی که رفته تقریبا اروم بوده و اذیت نکرده حالا تا ببینیم بعدها چی پیش میاد در کل طاها بچه ارومیه خاله های مهد هم خیلی ازش راضی هستند حالا به امید خدا دعا کنید که همینطوری بمونه و همه ازش راضی باشند بعضی از همکارام که خیلی ترسوندم میگن بچه ات را بفرستی مهد بد میشه ولی من حالا این ریسک را کردم تا ببینیم چی پیش میاد خبرهای بعدی را توی مطلب بعدی بهتون میگم بازم معذرت بابت تاخیرم قربون همگیتون بروم خو ب و خو ش و سلامت باشید . راستی بچه ها میخواستم  چند تا عکس بگذارم ولی همکارام میگن که سایتهایی که عکس میگذاشتیم را بسته اند شما سایتی را سراغ دارید که باز باشه و بتونم عکس طاها را بگذارم مرسی از همکاریتون  بازم یک سایتی را دادند عکس میگذارم ببینید قابل دیدن هست یا نه بهم خبر بدید ممنونم ازتون

عکس طاها جان با بچه گوسفند ب بعی

طاها جان با گوسفند کوچولو


 
comment نظرات ()