طاهای عزیزم دوستت دارم

اين وبلاگ را براي پسر عزيزم محمد طاها تهيه كردم پسر گلم در تاريخ 18/7/86 در ساعت 9 :10صبح در يك هواي پاييزي با وزن 3.630 كيلوگرم و با قد 50س م به اين دنيا پا گذاشت پسرم براي من و بابايي اش خيلي عزيزه و اين وبلاگ را به او و تمام دوستاش تقديم ميكنم

آخرین ورژن عکس طاها جان
نویسنده : محبوبه - ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸
 

با عرض سلام به دوستان گلم و مامانهای مهربون امید که همگی خوب و خوش و سلامت باشید منم خوبم خدا را شکر میگذره طاها جان هم خوبه و یکسره به شیطونیهاش اضافه میشه باورتون نمیشه تا یک لحظه غافل میشوم ازش می بینم از یک بلندی بالا رفته و می خواهد پرش کنه به سمت پایین چشمتون روز بد نبینه دیشب رفته بود توی طبقه کمد گیر افتاده بود خیلی شیطون شده خدائیش بچه خیلی ارومی هست اما اروم اروم هر کاری دلش میخواهد میکنه حالا دیگه بچه اش دندون هفتمیش هم که در امده و دیگه شماره دندونهاش رسیده به عدد مقدس 7 حسابی هم با همین هفتا فعالیت شدید داره و روی بدن من و علی جان اثارش به جا هست هوا هم که توی یزد خیلی سردو خشکه و طاها هم که طبق عادت بابا علی خودش نمیتونه لباس گرم بپوشه و من هنوز با این مسئله مشکل داریم که من لباس زیاد می پوشم و این پدر و پسر همه اش میخواهم لختی باشن به دلیل این قصور این مدت من شرمنده هستم که عکس طاها جان را نزده بودم دوستان خیلی لطف داشتند به من و همه اش از عکس طاها سوال کردند براتون تعریف کرده بودم که طاها خان موبایلم را انداختش توی لیوان چایی و بعد دیدم دیگه صرف نمیکنه درستش کنم و اونم به اسباب بازیهای طاها اضافه شد و در ضمن هنوزم گوشی نخریدم دیشب داداشم گوشی اش را داد که عکسهای مکه اش را براش روی سی دی بریزم منم وقت را غنیمت شمردم و چند تا عکس از طاها گرفتم و کار خودم را جلو انداختم تا دیگه شرمنده لطف دوستان نشوم اینم چند تا عکس جدید از طاها جان تقدیم میکنم به همه دوستان عزیزم :

عکس طاها جان در حال تفکر

عکس طاها جان در حال بازی با بادبادک

عکس طاها جان در حال خراب کردن تلفن

 

 


 
comment نظرات ()