طاهای عزیزم دوستت دارم

اين وبلاگ را براي پسر عزيزم محمد طاها تهيه كردم پسر گلم در تاريخ 18/7/86 در ساعت 9 :10صبح در يك هواي پاييزي با وزن 3.630 كيلوگرم و با قد 50س م به اين دنيا پا گذاشت پسرم براي من و بابايي اش خيلي عزيزه و اين وبلاگ را به او و تمام دوستاش تقديم ميكنم

اخبارو احوالات جدید اقا طاها
نویسنده : محبوبه - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٥
 

با عرض سلام به دوستان و مامانهای وبلاگی عزیزم از همگیتون متشکرم که اینقده همه تون با محبت و مهربونید و اما اخبار جدید اقا طاها این هست که الهی فداش بشوم پسرم حسابی به حرف اومده و حسابی احساسات به خرج میده و کارهای احساسی انجام میده از قبیل اینکه پسرم بوسیدن را یاد گرفته ، قهر کردن ، ناز کردن ، ذوق زدن ،گریه کردن مثلا بهش میگیم طاها جان ناز کن برای مامان پشت چشمهاش را نازک میکنه و  لبهاش را جمع میکنه که نگو یا مثلا قهر میکنه با سرعت هزار تا می دوه تا به یک پشتی و کوسنی بالشتی چیزی برسه سرش را میگذاره و چند دقیقه یک دفعه سرش را بلند میکنه ببینه کسی بهش توجه میکنه یا نه باید برویم نازش را بکشیم و یا اینکه سرش را میگذاره پشت من یا علی جان و بعدش ما باید بگیم طاها کجاست و بگردیم پیداش کنیم الهی بمیرم بچه ام فکر میکنه وقتی سرش را قایم میکنه همه بدنش مخفی هست الهی قربونش بروم و اما حرف زدنش که از این قبیله:

بوبا:بابا

ایی: علی

ب ب: محبوبه

ماما: مامان

ج ج : منیژه

آبو: آب

بابایی: خداحافظ

اده: بده

ای یا: بیا

ادیز: عزیز

به به : به به  تنها چیزی را که درست تلفظ میکنه

و درکل باید بگم دنیای بچه ها خیلی شیرینه خیلی قشنگه امید وارم هر کسی اروزی مادر شدن را داره خدا بهش کمک کنه و به دنیال قشنگ مادرانه دعوتش کنه انشالله

 


 
comment نظرات ()