طاهای عزیزم دوستت دارم

اين وبلاگ را براي پسر عزيزم محمد طاها تهيه كردم پسر گلم در تاريخ 18/7/86 در ساعت 9 :10صبح در يك هواي پاييزي با وزن 3.630 كيلوگرم و با قد 50س م به اين دنيا پا گذاشت پسرم براي من و بابايي اش خيلي عزيزه و اين وبلاگ را به او و تمام دوستاش تقديم ميكنم

درد دل مادرانه
نویسنده : محبوبه - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۳
 

سلام مامانی خوبی عزیز دلم میبخشی مامان جونم انشالله وقتی بزرگت شدی و هر وقت تونستی این وبلاگ را بخونی با خودت میگی این مامان من هم همیشه ناراضیه و ناراحت ولی خدا میدونه عزیز دلم من همیشه حتی توی بدترین شرایط هم میخندم توی بدترین لحظه ها همیشه ته دلم یک نور امیدی هست خدا را همیشه همراه خودم دارم و حسش میکنم واقعا اگه خدا نبود و کار ما دست این بنده های ناسپاس بود خیلی بد بود عزیزم خدا میدونه پسرم هیچ وقت سعی کردم تا الانه ازارم به کسی نرسه و تا تونستم مرحم زخم بودم نه نمک زخم عزیزم به تو هم سفارش میکنم همیشه تا میتونی دست کسی را بگیر مادر کمک به کسی کن نه اینکه باعث اذیت کسی بشی بدون اگه روزی بتونی کاری برای کسی انجام بدهی و اون کارا نکنی ازت راضی نمی شوم و نمی بخشمت مامانی گلم

اره پسر گلم بازم دلم گرفته میدونی چرا از زخم زبون مردم از بد زبونی مردم مامانی بابایی ات به خاطر من پا شده این همه راه اومده اینجا با هم  زندگی کنیم اخه میدونی عزیزم بابای تو هم پدر و هم مادرش را از دست داده و وقتی ما خواستیم با هم عروسی کنیم پدر بزرگت تنها شرط عروسی ما را اومدن بابایی ات به یزد عنوان کرد الهی بمیرم اونم بدون قید و شرط قبول کرد و از شهر زیبای خودش یعنی بروجرد(از توابع استان لرستان) دل کند و اومد اینجا کنار من ولی متاسفانه مامان این دوره و زمونه ادم یا باید پول و سرمایه زیادی داشته باشه و یاباید پارتی محکمی داشته باشه که متاسفانه بابایی ات هیچ کدوم از اینها را نداره خدا را شکر که من خودم  کارمندم به خدا مامانی توی زندگی مون مشکلی نداریم ولی امان از زیان تیز مردمکه شمشیر هم تیزتره به خدا طاهای مامان دیشب تا نیمه های شب اروم اروم بغلت کرده بودم و گریه میکردم اخه دلم به حال بابایی ات میسوزه اون خیلی نجیب و ارومه خیلی مرده من خیلی خیلی دوسش دارم مامانی اگه برای خدا تو عزیزی خواهش میکنم برای زندگیمون دعا کن خواهش میکنم مامانی من مال دنیا هیجی نمیخواهم فقط سربلندی بابات را میخواهم به خصوص جلوی کسانی که همه اش با زبونشون این عزیز منرا اذیت میکنن من که از اینها میگذرم فقط خدا کنه خدا هم ازشون بگذره


 
comment نظرات ()