طاهای عزیزم دوستت دارم

اين وبلاگ را براي پسر عزيزم محمد طاها تهيه كردم پسر گلم در تاريخ 18/7/86 در ساعت 9 :10صبح در يك هواي پاييزي با وزن 3.630 كيلوگرم و با قد 50س م به اين دنيا پا گذاشت پسرم براي من و بابايي اش خيلي عزيزه و اين وبلاگ را به او و تمام دوستاش تقديم ميكنم

راه رفتن آقا طاها
نویسنده : محبوبه - ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٠
 

سلام به دوستان عزیزم و پسر گلم روی همه تون را از دور می بوسم دیروز برای اولین بار طاها بدون کمک 5 قدم راه رفت خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم خیلی برام جالب بود حدود یک هفته ای میشه که بلند میشه و دوباره میخوره زمین و تند تند چهار دست و پا راه می رفت دوباره ولی دیروز وقتی از دیدنی سپهر برگشتم علی جان اومده بود که در را برام باز کنه با هم اومدیم داخل دیدم وایساد و 5 قدم اومد جلو و یک ریز میگفت ددددددددد ( منظورش بیرون رفتن بود ) خیلی خوشحال شدم

واقعا هیچی به نظر من توی دنیا مانند حس مادر بودن نیست خیلی حس عجیب و قشنگی هست واقعا با بودن این حس انسان تمام غمها و مشکلاتش را حداقل برای لحظه ای فراموش میکنه امید وارم خداوند مهربان هرکسی را که خواهان این حس هست را بهش عطا کنه انشالله


 
comment نظرات ()