طاهای عزیزم دوستت دارم

اين وبلاگ را براي پسر عزيزم محمد طاها تهيه كردم پسر گلم در تاريخ 18/7/86 در ساعت 9 :10صبح در يك هواي پاييزي با وزن 3.630 كيلوگرم و با قد 50س م به اين دنيا پا گذاشت پسرم براي من و بابايي اش خيلي عزيزه و اين وبلاگ را به او و تمام دوستاش تقديم ميكنم

بستری شدن عزیز مامانی
نویسنده : محبوبه - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٦
 

با سلامبه همه دوستان خوبم خدا را شکر میکنم که امروز 16 شهریور هست و بچه ام خدا را شکر سالمه و خدا را شکر که از ماه مرداد بیرون رفتیم  حالا براتون تعریف میکنم هفته ااخر مرداد که بود طاها مرتب سرش داغ بود چند تا دکتر بردیمش هر کسی یک  چیزی گفت یکی گفت سرماخوردگیه ، یکی گفت ویروسه ، یکی گفت دندون داره در میاره وووووو بالاخره دیدیم نه این طفلی اشتها داره و نه تبش قطع میشه که دکترش دستور بستری را داد وای خدایا دیگه اونطور روزها را برام نیاور یعنی برای هیچ مادر نیاور چون واقعا خیلی سخته انگار یک جورهایی دارند توی جیگر ادم یک میخ داغ فرو میکنند  خیلی سخت بود بچه ها واقعا خیلی اخه میدونید هیچکی نمیدونست بچه به چه دلیل تب میکنه میدونستند که تب دلیل عفونت شدید هست ولی محل عفونت پیدا نبود بچه از نظر فیزیکی سالم بود به همین دلیل شروع کردند به عکس و سونوگرافی که توی سونو و ازمایش چیزی نشون نداد ولی توی عکس سر و صورت نشون از عفونت شدید سینوسهای سالای ابرو بود و دیگه از اون به بعد شروع کردند به تزریق انتی نیوتیک به رگ بچه ام الهی مادرش بمیره خیلی داغون شده بود خودم که دیگه هیچ ... خدا را شکر بعد از سه روز دکتر به شرط ادامه دارو در منزل ترخیصش کرد و تا به امروزخدا را شکر خیلی بهتره بچه ها مامانهای عزیزم تو را خدا مواظب گلهای نازنینتون باشید چون بچه ها خیلی حساسند و زود از پا درمیایند من برای همه بچه ها برای سالم بودنشون دعا میکنم شما هم برای طاهای من دعا کنید

قربان همگیتون

 عکس عزیز مامان در بیمارستان


 
comment نظرات ()