طاهای عزیزم دوستت دارم

اين وبلاگ را براي پسر عزيزم محمد طاها تهيه كردم پسر گلم در تاريخ 18/7/86 در ساعت 9 :10صبح در يك هواي پاييزي با وزن 3.630 كيلوگرم و با قد 50س م به اين دنيا پا گذاشت پسرم براي من و بابايي اش خيلي عزيزه و اين وبلاگ را به او و تمام دوستاش تقديم ميكنم

طاها کوچولو مرد کوچک مامانی
نویسنده : محبوبه - ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳٠
 

سلام به همه دوستان خوب و مهربونم امید که همگیتون خوب و خوش و سلامت باشید این دفعه مثلا نسبت به دفعه های قبل دارم زودتر اپ میکنم در جریان باشید و در ضمن تشویق هم یادتون نره .

و اما اندر احوالات طاها خان ما باید بگویم که بچه ام دارهحسابی شخصیت میگیره و برای خودش کلاس میگذاره اگه بدونید عین این دخترهای دم بخت وقتی میخواهد بره بیرون پدری از بنده در میاره که نگو : مامان شلوارم قشنگه .... مامان لباسم خوبه .... مامان کفشم تمیزه ...... وای نمیدونید که بعضی مواقع میخواهم محکم کله مبارک را بکوبم به دیوار نمیدونم دلیلش چیه ولی از وقتی رفته مهد کودک بیشتر به این موارد حساس شده حالا جالب اینجاست که من از این مامانهایی هستم که از کلاس و قیافه گرفتن و این حرفها زیاد خوشم نمیاد ولی در عوض در مهد کودک خیلی کارهای خوب خوب دیگه یاد گرفته ازقبیل مهم ترینشون اینه که دیگه در روز نیازی به مای بی بی نداره و وقتی دستشویی داره میگه البته شبها نه و غصه من از همین شبهاست نمیدونم اینرا چیکارش کنم اگه خواسته باشم نبندمش که تا صبح باید چند دفعه بیدار بشم و صبح را با سر درد بیایم سر کار  تازه برای بستنش هم باید صبر کنم خوابش ببره بعد مای بی بی اش کنم اگه بیدار بشه میگه مامانی من بزرگ شدم مردشدم نباید از این چیزها بهم ببندی این برای بچه هاست یک چیز جالب اینکه دیروز بابایی اش تهران بود و من تنها بودم زدم بیرون و پیاده روی و بالاخره غیرت اومده بود سراغم دیدم طاها هم موهاش بلند شده خواستم ببرمش سلمونی چون همیشه بابایی اش میبردش و سلمونی خودشون هم خیلی دور بود همین سر خیابون یک ارایشگاه با کلاس مردونه بود از پسره که داخل بود پرسیدم اقا ببخشید شما مو بچه هم کوتاه میکنید تا پسره بیچاره اومد جواب بده گفت من مردم نه بچه مامان دیگه من و اون اقای ارایشگاه از خنده مردیم و بالاخره مرد ما هم رفت موهاش را کوتاه کرد .

خاله مهد کودکش هم میگه شخصیتش خیلی بیشتر از سنش هست بعضی مواقع که کار اشتباهی میکنه میره سرش را یک جایی لابه لای مبلی تختی چیزی قایم میکنه فکر میکنه وقتی سرش قایم بشه دیگه هیچ کی نمی تونه ببینتش

ولی بچه ها توی همین محیط وب با یکی اشنا شدم هم اسم طاها هست خیلی ماشالله پسر فهمیده و با شعورو با شخصیتی هست خیلی دوست دارم طاهای منم مثل اون بشه امیدوارم که خدا صدام را بشنوه و پسرم عین او یک پسر خوب و با ادب و فهمیده بشه و از همین جا هم ازش تشکر میکنم بابت لطف و مهربونیهاش و هم اینکه بهش بگم برام خیلی عزیز و محترم هست طه به قول خودش هیچکی

اینم جدیدترین ورژن عکس اقا طاها که خدمت دوستان عزیزم تقدیم میکنم :

 

اخرین ورژن طاها

شخصیت را داشته باش


 
comment نظرات ()